پوزش خواهى خانم آلبرايت، وزير خارجه امريكا در حكومت كلينتون

انقلاب اسلامى: در 27 اسفند 1378، برابر 17 مارس 2000، در انجمن ايران و امريكا، خانم آلبرايت در واشنگتن نطق زير را ايراد كرد. از آنجا كه، معاون او، اين نطق را موضع رسمى دولت امريكا خوانده، يك سند است. از اين رو، ترجمه بى كم و كاست آن را در اختيار خوانندگان مى‏گذرانيم:

با سپاس بسيار از پرفسور امير احمدى، سفير پلترو Pelletreauعاليجنابان اعضاى هيأتهاى ديپلماتيك، همكاران برجسته و ميهمانان و دوستان، در كنفرانس امروز، مجموعه‏اى از سازمانها حضور دارند. نه تنها انجمن ايران و امريكا، بلكه جامعه آسيائى، مؤسسه خاورميانه و مدرسه خدمت خارجى جورج تون نيز در آن شركت و حضور دارند. غناى صلاحيتهاى حاضر در اين اطاق عظيم است و بر اهميت ايران گواهى مى‏دهد.

همانطور كه مستمعان مى‏دانند، ايران يكى از قديمى‏ترين تمدنهائى است كه استمرار جسته‏اند. صاحب يكى از غنى‏ترين و پر تنوع‏ترين فرهنگهاى جهان است. سرزمين ايران تمامى يك طرف از ساحل خليج «فارس» و تنگه هرمز را در بر مى‏گيرد. از اين خليج و تنگه، بخش مهمى از تجارت نفت انجام مى‏گيرد. ايران ساحل درياى خزر نيز هست. با قفقاز و آسياى ميانه و جنوبى هم مرز است. در آن كشورها مواد مخدر توليد و از آن مرزها مواد مخدر به مقياس بزرگ بطور قاچاق عبور مى‏كنند. چندين گروه تروريستى بزرگ در اين كشورها مستقر هستند و منابع وسيع نفت و گاز اين كشورها تازه دارد مورد بهره بردارى قرار مى‏گيرد. در حال حاضر نيز ايران رئيس سازمان كنفرانس اسلامى است.

جاى ترديد نيست كه سمت‏گيرى آينده ايران نقش محورى در اقتصاد و امور امنيتى در قلمروئى پيدا مى‏كند كه بخشى مهمى از جهانيان، عاقلانه، آن را مركز جهان مى‏دانند. از اين رو، من اين فرصت را براى بحث از روابط امريكا با ايران، مغتنم مى‏شمارم.

اميدوارم كارى بموقع مى‏كنم اگر سخنان خود را با آرزوى شاد روزى، براى امريكائيان ايرانى تبار، بمناسبت فرا رسيدن سال نو ايران و آغاز بهار شروع مى‏كنم: عيد شما مبارك (به فارسى)
از ماوراى درياها، همين شاد روزى را براى مردم ايران آرزو مى‏كنم بهار فصل اميد و نو شدن است. فصل كاشتن نهالها است و اميد من اينست كه ايران و امريكا، مى‏توانيم نهال روابط جديد و بهتر براى سالهاى آينده را بكاريم

و در اين چشم انداز و از اين چشم انداز است كه امروز، من مى‏خواهم از آن با شما بحث كنم. پرزيدنت كلينتون، بخصوص، از من خواسته است به اين جمع بيايم و اين بحث را با شما بكنم

از كسى پنهان نيست كه دو دهه است بيشتر امريكائيان در ايران، نخست از خلال تصرف سفارت امريكا در 1979 و گروگانگيرى، شعارهاى نفرت از امريكا و آتش زدن پرچم امريكا مى‏نگرند. طى سالها، اين تصور بد را سركوبگرى حكومت ايران در داخل اين كشور و حمايت از تروريسم در خارج، پشتيبانى از گروههائى كه، با توسل به خشونت، با جريان صلح خاورميانه مخالفت كرده‏اند و كوشش براى توسعه ظرفيت توليد سلاح اتمى، تقويت كرده‏اند

پاسخ امريكا، سياست منزوى و مهار كردن بوده‏است. ما سخنان رهبران ايران را بر اينكه امريكا دشمن است، حجت مى‏شمرديم و با ايران، بمثابه يك تهديد، رفتار مى‏كرديم با وجود اين، بعد از انتخاب پرزيدنت خاتمى در 1997، ما شروع كرديم به تنظيم شيشه‏هاى عينكى كه از خلال آن در ايران مى‏نگريستيم. با اينهمه، سياستهاى خارجى مورد مخالفت، همچنان ادامه يافتند. پويائيهاى سياسى و اجتماعى در درون ايران شروع به تغيير كردند

در پاسخ، پرزيدنت كلينتون و من از اظهارات رئيس جمهورى جديد ايران در باب گفتگو ميان دو ملت، استقبال كرديم. ما تماسهاى فرهنگى و دانشگاهى و ورزشى را تشويق كرديم. ما ترتيبات را براى آمريكائيانى كه مى‏خواهند از ايران ديدن كنند، مساعد كرديم. ما خواست خود را مبنى بر گفتگوهاى رسمى با ايران، بر سر مسائلى كه هر يك از دو طرف عمده مى‏دانند، اظهار كرديم. و گفتيم ما تحولات در آن كشور را از نزديك تعقيب مى‏كنيم و چنين كرديم

حال، ما به اين نتيجه رسيده‏ايم كه زمان آن شده است كه دامنه ديدگاه خود را دورتر بريم زيرا روند تحول در ايران به بار آمده است. نسل جوان كشور جنبشى را در پيش گرفته است كه هدفش جامعه‏اى بازتر و تقرب انعطاف پذيرترى با دنيا است. زن ايرانى خود را، از نظر سياسى، فعال‏ترين و پرتوان‏ترين زن كشورهاى منطقه گردانده است. كارفرمايان نوپا بى قرار بر قرار شدن روابط بارآور از خلال درياها هستند

روحانيان محترم بطور روز افزون از سازگارى ايمان و آزادى و تجدد و اسلام سخن مى‏گويند
برغم تقلائى كه براى بستن دهانها و شكستن قلمها مى‏شود، مطبوعات با صلاحيتى بوجود مى‏آيند. و ايران، نه تنها يك كه سه انتخابات بطور روز افزون دموكراتيك‏تر، ظرف چند سال انجام داده است. نبايد موجب تعجب باشد اگر با اين توسعه‏ها، مخالفت شده باشد و آنچه بعمل درآمده است از كمال خود بسيار فاصله داشته باشد. تنبيهات سخت در باره انواع مخالفان هنوز بكار مى‏روند. آزار مذهبى در مورد بهائيان و نيز در باره ايرانيانى كه به مسيحيت مى‏گروند، اعمال مى‏شود

حكومتهاى دنيا از جمله حكومت ما، نگرانى خود را در باره دادرسى 13 ايرانى يهودى ابراز كرده‏اند كه بيشتر از يك سال است بدون اتهام رسمى، زندانى هستند و حالا صحبت از محاكمه آنها در ماه آينده مى‏شود. ما در طرز اين دادرسى و نتايج آن، بمثابه يكى از بارومترهاى روابط امريكا با ايران مى‏نگريم

در اواخر سال 1998، چندين نويسنده و سياستمدار پرمنزلت به قتل رسيدند. بظاهر توسط عناصر نابكار نيروهاى امنيتى. و همين هفته پيش، يك مدير پرمنزلت و مشاور پرزيدنت خاتمى، در توطئه قتلش، به سختى زخمى شد

همانند هر جامعه‏اى، در ايران، جريانهائى چندى فعال هستند. برخى كشور را به پيش مى‏رانند و پاره‏اى ديگر به عقب مى‏كشانند. برغم تمايل به مردم سالارى، مهار نيروهاى مسلح و قوه قضائى و نيروهاى انتظامى در دست مقام غير انتخابى و عناصرى از سياست خارجى كه ما بيشترين نگرانى را در باره شان داريم، خوب نشده‏اند
اما حركت در جهت اصلاح داخلى، آزادى و فضاى باز قوت مى‏گيرد. ايرانيان بيشتر از پيش، بدون بيم با پرزيدنت خاتمى در اظهارات 15 ماه پيش، موافق مى‏شوند. قول او را مى‏آورم: «آزادى و كثرت انديشه‏ها تهديدى براى امنيت جامعه نيست. بلكه اين تحديد آزادى است كه امنيت جامعه را تهديد مى‏كند. انتقاد كردن حكومت و سازمانهاى دولتى، در هر سطح، مخرب نظام نيست. بعكس لازم است.»

بدينسان، نسيم‏هاى دموكراسى در ايران تازه به تازه مى‏وزند و بسيارى از انديشه‏هائى كه رهبران اين كشور بدآنهامى پيوندند، تشويق كننده‏اند. خطرى كه وجود دارد اينست كه ما بيشتر از اندازه خوشبين باشيم. در حقيقت، هنوز بسيار زود است كه با دقت بدانيم گرايشهاى مردم سالار به كجا راه مى‏برند

مسلم است كه نيروى محركه اول تغيير ايدئولوژيك نيست و عمل و واقعيت گرائى است. ايرانيان زندگى بهترى را مى‏خواهند. آنها جامعه با آزادى گسترده مى‏خواهند. دولتى مى‏خواهند ك حساب پس بدهد و ترقى وسيع‏ترى مى‏خواهند. برغم بالا رفتن قيمتهاى نفت، اقتصاد ايران در قيد فقدان بهره ورى، فساد و كنترل بيش از اندازه دولت است. از جمله بخاطر عامل دموگرافيك، ميزان بيكارى بالاتر و درآمد سرانه پائين‏تر از 20 سال پيش است

امر مسلم اينست كه ايرانيان بنا بر اندريافت خود، خط توسعه را در پيش مى‏گيرند. مردم سالارى ايران، اگر در آينده شكوفه كند، بى ترديد ويژگيهاى خود را، در انطباق با سنتها و فرهنگ اين كشور خواهد داشت. و همانند هر تحول سياسى و اجتماعى مردم سالار، با مرحله ها و زمان بندى كه ايرانيان براى خود تهيه و تنظيم مى‏كنند، انجام خواهد گرفت

پرسشى كه ما از خود مى‏كنيم اينست كه چگونه با اينها همه مواجه شويم؟ در سطح ملت با ملت، تشخيص پاسخ مشكل نيست. امريكائيان همچنان دستهاى خود را بسوى ايرانيان دراز مى‏كنند. چيزهاى بسيارند كه ما از ايرانيان مى‏آموزيم و ايرانيان از ما. ما بايد بكوشيم دامنه مبادلات خود را توسعه بدهيم. ما بايد خود را با دانشگاهيان و رهبران جامعه مدنى، در كوشش مشترك بخاطر منافع مشترك، متعهد كنيم. بديهى است كه ما بايد با قوت بيشترى بكوشيم و مهارت خويش را براى توفيق همكارى بكار بريم

اما يافتن پاسخ، وقتى در سطح دو دولت مطرح مى‏شود، بغرنج‏تر است. نياز به بحث بيشتر نه تنها از برداشتهاى امروز و اميدهاى آينده، بلكه از گذشته آشفته نيز. در بهترين حالت، روابط ما با ايران نشان از دوستيهاى شخصى صميمانه دارد. طى سالها، هزاران معلم، مأموران بهداشت، اعضاى داوطلبان بنياد صلح و ديگران توان و نيت خير خويش را براى بهتر كردن زندگى و بهزيستى مردم ايران بكار برده‏اند. نزديك به يك مليون ايرانى ميهن ما راخانه خويش كرده‏اند. بسيارى ديگر از ايرانيان در اينجا تحصيل كرده پيش از آنكه به ميهن خويش باز گردند و دانش خويش را در ميهن خويش، به عمل بگذارند

در واقع، برخى از آنها، از بهترين شاگردان من در «جرج تون اسكول آف فارينى سرويس» بودند. پس جاى تعجب نيست اگر زمينه‏هاى مشترك بسيار ميان دو ملت وجود دارند. هر دو ملت، آرمانخواه هستند. هر دو ملت مغرور هستند. هر دوملت به خانواده تعلق خاطر دارند و معنويت شناس و مخالف سرسخت سلطه خارجى هستند

اما به زمينه‏هاى مشترك عاملهاى ديگر صدمه مى‏زنند. در سال 1953، (1332)، ايالت متحده آمريكا نقش معنى دارى در همساز كردن عمليات سرنگونى حكومت مردمى نخست‏وزير محمد مصدق بازى كرد. حكومت آيزنهاور بر اين باور بود كه عملياتش را دلايل استراتژيك، موجه مى‏كنند. ولى اين كودتا آشكارا بازگشت به عقب و مانع رشد سياسى ايران بود و آسان مى‏توان فهميد چرا بسيارى از ايرانيان ، بخاطر دخالت امريكا در امور داخلى آنها، همچنان خشمگين هستند

از آن پس، بمدت يك ربع قرن، امريكا و غرب حمايت جدى از رژيم شاه كردند. حكومت شاه اقتصاد كشور را توسعه داد اما مخالفان سياسى را نيز با خشونت سركوب كرد

همانطور كه پرزيدنت كلينتون گفت، امريكا بايد سهم خود را از مسئوليت مسائلى بر عهده بگيرد كه در روابط ايران و امريكا بوجود آمده‏اند. حتى در سالهاى اخير، وجوهى از سياست امريكا در قبال عراق، در دوران جنگ با ايران، به نظر مى‏رسد، به ويژه در پرتو تجربيات بعديمان با صدام حسين، كوته‏بينانه بوده است با وجود اين، ما هم فهرست گلايه‏هاى خود را داريم و آنها جدى هستند: اشغال سفارت آمريكا در تهران، نقض مسئوليت‏هاى بين‏المللى ايران و ضربه روحى بر گروگان‏ها و خانواده آنان و همه ما بود. و امريكائيان بى گناه و دوستان امريكا توسط گروههاى تروريست كشته شدند كه توسط حكومت ايران حمايت مى‏شدند. در واقع، كنگره هم اكنون قانونى را تحت بررسى دارد كه بنا بر آن دارائيهاى ديپلماتيك و ديگر ايران، به جبران عمليات تروريستى اختصاص يابند كه بر ضد شهروندان امريكائى، بعمل مى‏آيند

ما با كنگره همكارى مى‏كنيم تا راه حلى را پيدا كنيم كه هم توقعات عدالت را بر آورد و هم سابقه‏اى را بوجود نياورد كه منافع امريكا را در يافتن راه حل ديپلماتيك و يا ديگر دارائيها به خطر اندازد و اميدها را براى گفتگوى موفق با ايران از ميان بردارد

در حقيقت، ما بر اين باوريم كه بيشترين اميد به احتراز از وقوع تراژديهاى مشابه در آينده، در اينست كه تغيير در سياستهاى ايران را تشويق كنيم و بطور مشترك و متوازن كار كنيم تا از اختلافها ميان دو كشور بكاهيم. نه ايران و نه ما، قادر به فراموش كردن گذشته نيستيم. گذشته ما هردو را مى‏ترساند. اما پرسشى كه پيشاروى دو كشور ما است، اينست: آيا بايد اجازه داد گذشته موجب منجمد شدن آينده شود يا بايد راهى يافت تا نهالهاى روابط جديد را بكاريم؟ روابطى كه ما را در برخوردارى از ثمرات، در سالهاى آينده، سهيم و بر جلوگيرى از وقوع تراژديها توانا كند

بديهى است كه از نظر ما موانعى وجود ندارند كه رهبرى شايسته و بينا نتواند حل كند. همانطور كه برخى از ايرانيان خاطر نشان كرده‏اند ايالات متحده روابط دوستانه‏اى با يكچند از كشورها دارد كه كمتر از ايران مردم سالار هستند. با وجود اين، ما نه قصد و نه علاقه داريم در امور داخلى كشور مداخله كنيم

ما اكنون سياست تنش‏زدايى را در پيش گرفته‏ايم و مى‏خواهيم با ايران همكارى كنيم تا آنچه را كه پرزيدنت خاتمى ديوار بى‏اعتمادى مى‏نامد پايين آوريم ما اين واقعيت را برسميت مى‏شناسيم كه اسلام مركز ميراث فرهنگى ايران است و نزاعى ذاتى ميان اسلام و امريكا وجود ندارد. يا بيشتر از اين، ما مى‏بينيم كه قلمروهاى منافع مشتركى توسعه پيدا مى‏كنند. براى مثال، هر دو كشور ما در ثبات آينده و صلح خليج «فارس» علاقمنديم

ايران در همسايگى خطرناكى مى‏زيد. ما از كوششهائى كه خطر را كم كند و مشوق گفتگوهاى منطقه‏اى به قصد كاستن از تنشها و ايجاد اعتماد باشد، استقبال مى‏كنيم هردو كشورهاى ما دست بگريبان نزاع با رژيم قانون نشناس عراق بوده‏ايم. هردو علاقه داريم از تجاوز آينده عراق پيشگيرى كنيم و نيز ما نگران بى ثباتى و صدور غير قانونى مواد مخدر از افغانستان هستيم. ايران بهاى سنگينى بابت نزاع با قاچاقچيان در اين منطقه مى‏پردازد. مدتهاى دراز ميزبان دو ميليون پناهنده افغانى جنگ داخلى اين كشور بود و هزاران تن از ايرانيان در جنگ با قاچاقچيان جان خود را باخته‏اند بعلاوه، در حال حاضر، ايران سرآمد كشورهاى جهان از لحاظ مقدار مواد مخدرى است كه در سال كشف و ضبط مى‏كند. اين قلمروئى است كه در آن، افزايش همكارى ميان امريكا و ايران معنى دار بوده است

اما چندين قلمرو ديگر از منافع مشترك بالقوه، وجود دارند. از آن جمله هستند تشويق روابط پايدار ميان ارمنستان و آذربائيجان و توسعه اقتصاد منطقه‏اى و حمايت از محلهاى فرهنگى تاريخى و حفظ محيط زيست اينسان، امكان روابط عادى‏تر و روابط مشترك بارورتر، وجود دارد. اما اين امر واقعيت پيدا نمى‏كند اگر ايران چشم انداز رابطه با امريكا را همچنان تنگ كند. همانطور اگر ما به تنگ كردن ديد خود از ايران ادامه دهيم

وقتى ما با تروريسم و انتشار اسلحه كشتار همگانى مخالفت مى‏كنيم، ضوابطى كه بكار مى‏گيريم، نه امريكائى كه عمومى هستند. استانداردها چنان معين گشته‏اند كه امنيت كشورهائى كه توانائى اندك دارند، حفظ شود و حاوى تكاليف و الزاماتى است كه بيشترين كشورها از جمله ايران آنها را، به اراده خود، بر عهده گرفته و امضاء كرده‏اند

وقتى ما از پيشرفت جريان صلح در خاورميانه حمايت مى‏كنيم ،بسود عموم عمل مى‏كنيم و به برآوردن خواستهاى دهها ميليون از مردم، از عرب و اسرائيل، از هر دين و پيشينه‏اى كمك مى‏رسانيم

وقتى در باره حقوق بشر سخن مى‏گوئيم، نمى‏كوشيم ارزشهاى خود را تحميل كنيم بلكه بر اصولى تأكيد مى‏گذاريم كه در منشور جهانى حقوق بشر قيد شده‏اند. هر مردمى در هر جاى جهان بايد از آزاديهاى بنيادى، آزادى دينى، آزادى بيان و حمايت قانونى برابر برخوردار باشند

و وقتى ما از ارزش گفتگوى رسمى با ايران صحبت مى‏كنيم، فهرست محرمانه اى از مقاصد داريم و شروطى را معين نمى‏كنيم. انگيزه ما تنها سود واقعبينانه از برقرار كردن اين رابطه در بالاترين سطح به ترتيبى است كه بتوانيم ديپلماسى را در حل مسائل به سود مردم هردو كشور است در ماههاى اخير، رهبران ايران از سياست تنش زدائى ملت خود سخن گفته‏اند. مدت كوتاهى پيش، وزير خارجه آقاى خرازى گفت: ايران آماده است در مقام يك لنگرگاه ثبات و عامل حل مسائل منطقه و بحران‏ها عمل كند

امريكا بر اهميت ايران در خليج «فارس» معترف است و در گذشته، ما سخت كوشيده‏ايم تا روابط مشكل با چندين كشور ديگر را بهتر كنيم. به روشهائى از نوع تنش زدائى و يا متعهد شدن و يا گفتگوى سازنده و يا روشهاى ديگر. حالا نيز ما همان سياست را روش مى‏كنيم. ما مى‏خواهيم با ايران همكارى كنيم تا ديوارى را فرو ريزيم كه پرزيدنت خاتمى آن را ديوار بى اعتمادى مى‏نامد. براى آنكه اين ديوار فرو ريزد، ما بايد بخواهيم بطور مستقيم با يكديگر، بمثابه دو ملت سرفراز و مستقل، گفتگو كنيم و بر پايه‏هاى مشترك، معضلاتى را حل كنيم كه ما را از يكديگر جدا نگاه مى‏داشتند بمثابه قدمى در بر افكندن ديوار بى اعتمادى، امروز، من مى‏خواهم از مجازاتهاى اقتصادى صحبت كنم. امريكا مجازاتهاى اقتصادى بر ضد ايران مقرر كرده است ، زيرا نگران شيوع توليد اسلحه اتمى و بخاطر وجود مقاماتى است كه، در تهران، گروههاى تروريست را حمايت و تغذيه مالى و كنترل مى‏كنند. از اين جمله‏اند گروههائى كه با بكار بردن خشونت، با جريان صلح خاورميانه، مخالفت مى‏كنند

تا اين تاريخ، توسعه سياسى در ايران، سبب نشده است كه نظاميانش به كوشش مصمم خود براى تحصيل فن‏شناسى و مواد و كمك لازم براى توليد سلاح اتمى، پايان دهند

و نيز آن توسعه موجب نگشته‏است كه سپاه پاسداران و يا وزارت اطلاعات و امنيت دست از تروريسم بردارند

تا زمانى كه اين سياستها تغيير نكنند، روابط نزديك ميان دو دولت ممكن نخواهد شد و مجازاتهاى عمده برجا خواهند ماند با اينهمه، مجازاتهاى ما براى آنند كه تغييرهايى در سياست ايران روى دهند وگرنه به خودى خود، هدف نيستند و هدفشان صدمه زدن به شهروندان بى گناه نيز نيست بدين دليل بود كه در سال گذشته، بخاطر تأمين سلامت مسافران، من اجازه دادم قطعات يدكى مورد نياز هواپيماهاى مسافربرى به ايران صادر شوند كه پيش از اين، به ايران فروخته شده بودند. و پرزيدنت كلينتون از محدوديت فروش مواد غذائى و داروئى و پزشكى، به كشورهاى تحت مجازات، از جمله ايران، كاست . اين تدابير بدان معنى هستند كه ايران مى‏تواند محصولاتى چون ذرت و گندم از امريكا بخرد

و امروز، من اعلان مى‏كنم كه قدم ديگرى برمى داريم كه امريكا را قادر مى‏كند از ايران فرش و مواد غذائى چون خشكبار، پسته و خاويار وارد كند. اين قدم بيشتر كردن منطقى تعديلهائى است كه سال پيش بعمل آورده‏ايم. و نيز براى آنست كه به ميليونها فرش باف، كشتكار و صياد ايرانى كه در اين صنايع كار مى‏كنند و به همه مردم ايران نشان بدهيم كه امريكا سوء نيتى نسبت به آنها ندارد

قدم دوم اينست: امريكا در پى لغو مقررات غير لازم به قصد بيشتر كردن تماسها ميان دانشگاهيان، صاحبان حرف، هنرمندان و ورزشكاران و سازمانهاى غير دولتى امريكا و ايران است ما بر اين باوريم كه اين اقدام سبب محكم كردن مبانى تفاهم و اعتماد متقابل مى‏شود

قدم سوم: امريكا آماده شده است، تا همراه ايران، بر كوششهائى بيفزايد كه هدفشان، احتمالاً، رسيدن به حل و فصل مطالبات قانونى هر يك از دو كشور است حل مشكل دارائيهاى توقيف شده ايران كار ساده‏اى نيست. بعد از سقوط شاه، امريكا و ايران موافقت كردند كه مطالبات موجود از طريق حكميت دادگاه در لاهه، تسويه شوند. در 1981، بخش بزرگى از دارائيهاى توقيف شده ايران در دوره بحران گروگانگيرى، به ايران باز گردانده شد. از آن پس، نزديك به تمام مطالبات خصوصى، از طريق دادگاه لاهه، حل و فصل شده‏اند

حالا هدف ما اينست مطالبات كم شما اما بسيار اساسى كه هنوز ميان دو دولت حل نشده‏اند را از طريق دادگاه لاهه حل كنيم و اين امر را براى يكبار براى هميشه پشت سر بگذاريم

قدمهائى كه بر شمردم و تدابير مشخصى كه امروز اعلام كردم بيانگر ميل ما به پيش رفتن در جهت منافع مشترك از راه بهبود روابط با ايران هستند. اين قدمها تلقى نيك ما از چشم انداز بازترى هستند كه گرايشهاى مردم سالار آن كشور مى‏گشايند و اميد ما اينست كه تغييرات داخلى به تدريج، در روابط خارجى نيز، اثرات ببار آورد. اميد كه ايرانيان آزادى بيشتر پيدا كنند و اين آزادى را از راه حمايت از قانون بين المللى و پشتيبانى از ثبات و صلح، ابراز كنند

بايد اصرار بورزم كه با اتخاذ ديدى وسيعتر از رويدادهاى ايران، ما از امورى غافل نمى‏شويم كه مدتهاى دراز موجب نگرانى شديد ما بودند نگرش ما به ايران اينست كه براستى به وعده‏هاى خود وفا مى‏كند. لنگر ثبات مى‏شود و در مخالفت با توليد سلاح اتمى و تروريسم، عمل رهبرانش با سخنشان انطباق مى‏جويد ما دچار اين وهم نيستيم كه امريكا و ايران مى‏توانند چند دهه غريبگى را يك شبه به آشنائى بدل كنند. تنها بر فرش و پسته، نمى‏توانيم رابطه پخته‏اى را بنا نهيم. اما جهت روابط ما بسيار مهم‏تر از شتاب آنست. ايالات متحده هم مى‏خواهد با حوصله و گام به گام و هم مى‏خواهد با سرعت زياد در اين جهت حركت كند بستگى به ايران دارد كه كدام يك از دو روش را بر گزيند

دوشنبه آينده روز اول سال نو براى ايران و روز شروع بهار براى ما است. و راست است كه زير اين آسمان، براى هرچيز فصلى است. مطمئناً، زمان آن شده است كه امريكا و ايران فصل نوى را آغاز كنند. فصلى كه در آن، اعتماد متقابل رو به افزايش باشد و گرمى جانشين زمستان طولانى و سرد نارضايتى متقابل ما بگردد

ما بايد بپذيريم كه در دنياى امروز، تقسيم بزرگ ديگر ميان شرق و غرب يا شمال و جنوب و يا ميان اين با آن تمدن نيست. امروز، در هرجا، تقسيم بزرگ ميان مردمى است كه هنوز در در قيد مفاهيم و پيشداوريهاى گذشته هستند با مردمى كه خود را آزاد كرده و نويد آينده را در آغوش گرفته‏اند

امروز، بنام دولت و مردم ايالات متحده امريكا ايران را فرا مى‏خوانم در نوشتن فصل جديد تاريخ مشتركمان، به ما بپيوندد. بگذار ما از اختلافهايمان باز سخن گوئيم و در غلبه بر آنها سخت بكوشيم. بگذار منافع متقابلمان را تصديق كنيم و در پيشبرد آنها سخت كوش باشيم. بگذار شجاعانه در باره امكانات آينده فكر كنيم و در تحقق بخشيدن به آنها، سخت كوش باشيم و اين سال جديد و فصل اميد را به واقعيت بدل كنيم تا كه دو ملت ما، زندگى سالم‏تر و بهتر بيايند

در انجام اين رسالت، در اين صبحگاه، من متعهد مى‏شوم بهترين كوششهاى خود را بكار برم. با احترام، خواستار تفاهم، مشورت دادن و حمايت عموم هستم



با سپاسگزارى بسيار