پلی بر فاجعه 28 مرداد


کامبیز قائم مقام
دهم اکتبر 2004


روز یکشنبه گذشته آقای داریوش همایون در کنگره مشروطه خواهان در امریکا ، در پشتیبانی از یکی از سخنرانان ، بنمایندگی یا عضویت جبهه ملی طرفداران دکتر مدنی ، چنین گفت : " از سال 1322 ببعد جنگ طرفداران دکتر مصدق و نظام پادشاهی ، که از سال 1351 به بعد به اوج آن رسید و در 28 مرداد به یک نقطه غیر قابل بازگشت یعنی یک شکاف یا دره وسیع بین آنها باز شد . اگر جبهه ملی این جرأت را کرده است که برای بیرون آمدن از آن پلی بزند و بیاید وارد میدان وسیع تری برای مخالفت شود باید آنرا بفال نیک گرفت و باید کمک کنیم که کارشان آسان شود

البته این اولین بار نیست که آقای همایون چنین پیشنهادی را طرح میکند . ایشان بارها و بارها این پیشنهاد را در سخنرانی های خود تکرار نموده اند . و در بسیاری مجالس آنرا " روضه خوانی 28 مرداد " خوانده است . امروز احتمالاً روزنه ای برای ایجاد این پل در افراد یا گروهی پدیدار گردیده است . و از آنجا که این بخش سلطنت طلبان متوجه شده اند که بدون وجاهت ملی ، ولو بعاریت گرفتن آن ، نمیتوان در مبارزات ایران سهمی داشت و برای کسب آن تنها از یک راه میسر است و آن فراموش کردن گذشته است: " امروز فقط اتحاد "! و اینکه با ملیون در یک صف درآئیم تا شاید بتوانیم وجاهت ملی ایشانرا بعاریت برداریم

باید پرسید که آیا می توان گذشته را فراموش کرد؟ امروز مردم پس از 2500 سال گذشتن از آتش زدن تخت جمشید آنرا فراموش نکرده اند و غم اگیز ترین مدیحه ها را برای شکست در مدائن ساخته اند . این تراژدی ها در قلب فرد فرد ایرانیان ریشه دوانده و خانه کرده است . مگر حمله مغول و تیمور را فراموش کرده ایم؟ با این احوال چرا میخواهید مردم ایران فاجعه و تراژدی 28 مرداد را ، که تازه پنجاه سال از آن بیشتر نگذشته است و شاهدان آن در قید حیات اند و نیز آنچه امروز در ایران می گذرد بر دوشهای پی آمد های تاریخی آن بنا شده است ، را فراموش کنند؟

بیست و هشت مرداد آئینه تمام نمای مبارزات ملت ایران در چند دهه گذشته است . در 28 مرداد مبارزات سرسختانه ملت ایران برای ملی کردن نفت برهبری دکتر مصدق ، در برابر استعمار بریتانیا ، نمودار است ، 28 مرداد نمایش حمله بی امان ارتجاع داخل و استعمار خارجی به نهضت ملی ایران و حکومت ملی دکتر مصدق است ، در 28 مرداد شکستن غرور ملتی که با استعمار خارجی بجنگ در آمده بود جلوی چشم مان می آید و پی آمد آن برچیدن آزادی ها و زندان و اعدام و دربند کشیدن آزادیخواهانرا می بینیم . 28 مرداد برای مردم ما معنی فاجعه ، سیاهی ، درد و شکست غرور ملتی را با خود همراه دارد! فراموش کردن 28 مرداد یعنی حذف آگاهانه فاجعه ای از تاریخ مبارزاتی ملت ایران ، یعنی حذف مصدق از تاریخ مبارزاتی ما ، یعنی حذف نهضت ملی از تاریخ و بفراموشی سپردن آنهمه مبارزات ملتی مصمم با امپراطوری انگلیس . حالا چرا این گوشه تاریخ ساز ملتی را فراموش کنیم؟ آنهم با توصیه آنهائیکه در خدمت عاملین و مجریان این فاجعه ملی بوده اند؟ لابد تا راهی برای بازگشت خدمتگزاران استعمار و ارتجاع در گذشته بمملکت باز شود

اهمیت تاریخی رشد نهضت ملی در سالهای 20 تا 32 و شکست مرحله ای مبارزه در 28 مرداد 1332 غیر قابل انکار است . 28 مرداد را از نهضت ملی ایران و مصدق نمی توانیم جدا نمائیم چون شکست و پیروزی در مبارات از یکدیگر تفکیک ناپذیر اند . اگر هنوز غم شکست مدائن و آتش زدن ثخت جمشید بدست اسکندر مقدونی در دل ماست چگونه می توان انتظار داشت که بتوان تلخی زهر آگین 28 مرداد را بفراموشی سپرد؟

بیست و هشت مرداد یعنی انعکاسی از وحدت تمام نیروهای ضد آزادی و دمکراسی در داخل و خارج ایران و بر علیه نهضت ملی ایران . 28 مرداد یعنی شکست مرحله ای نهضتی و رهبرش که هزاران پیر و جوان و زن و مرد را در سراسر ممالک در بند استعمار در آسیا و افریقا بحرکت در آورده بودند

مسائل و مشکلات اساسی و گریبانگیر سیاسی امروز جامعه ما بدقت همان موضوعات و مسائل سیاسی دیروز است : موضوع و مشکل اساسی سیاسی جامعه ما یعنی برقراری آزادی و دمکراسی در ایران همان است که بخاطر آن در 28 مرداد بما تاختند! و موضوع و مشکل سیاسی امروزما هم همچنان بهمان صورت باقی مانده است . باز همان است که میخواهند پنجاه سال دیکتاتوری پهلوی ها را " تاختن بسوی دروازه های تمدن " و 25 سال دیکتانوری مذهبی و تاراج ثروت ملی را حرکت بسوی بهشت موعود نام نهند! و ار ارادی و دمکراسی برای مردم نه اثری هست و نه خبری

امروزه ما شاهد نام گذاری های بسیاری بر سازمانهای مختلف هستیم که نام و محتوی آنها باهم توافقی ندارند . در مورد جبهه ملی نیز جریان بهمین روند است. بقول آقای حسن نزیه که زمانی سازمان خود را تشکیل میدادند و نام " سازمان دفاع ازحاکمیت ملی ... " بر آن نهاده بود از او سؤال کردند چرا نام جبهه ملی را انتخاب نکردی گفت " حبهه ملی میراث خوار زیاد دارد! " حالا اگر دنبال میراث خواران بخواهید بروید تا " برادری " خود را ثابت کنند ، شما اصل موضوع که مبارزه با حکومت استبدادی جمهوری اسلامی است را فراموش کرده اید . لذا آنهائیکه با نام جبهه ملی اعلامیه میدهند و سازمان میسازند زیادند .ولی ما یک محک مهم در دست داریم و روی آن اتکاء میکنیم و آن اینستکه برای ما مهم اصول هدف ها و راه و روش و صمیمیت در ادامه مبارزه و جدانشدن از هدفهاست! حالا هرکس با این مشخصات عمل نماید جبهه ملی است و احتیاج به حضور در " شجره نامه جبهه ملی " را ندارد اینکه میخواهند نام نیک و بلند آوازه جبهه ملی را بر خود بنهند باید محتوی خود را هم با این نام پر افتخار و تاریخی توافق دهند . اگر بگویند ماطرفدار مستبدین هستیم ، اگر بگویند ما حکومت مذهبی میخواهیم ، اگر بگویند که ما مصدق و گذشته نهضت ملی و جبهه ملی را محکوم میکنیم ، اگر بگویند مردم از مصدق جدا شدند و علیه او قیام کردند " قیام ملی 28 مرداد " و ازین قبیل ایده های ضد مردمی ارائه دهند ، ایشان دیگر جبهه ملی نیستند . انتقاد از دکتر مصدق و جبهه ملی با مخالفت با اصول باورهای جبهه ملی ایران متفاوت است .

این امر نسبت بهر سازمان دیگری نیز صحت دارد بهر سازمانی میتوان انتقاد داشت و در آن سازمان ماند ولی نمی توان با اصول هدف ها و باور های سازمانی مخالف بود و در آن سازمان باقی ماند راه و روش و اصول هدفهای جبهه ملی را مصدق بنیان نهاد که بر آن اساس در حهت آزادی ، دمکراسی و استقلال ایران مبارزه میکند . این طرز تفکر و این راه و روش با ارتجاع ، بهر شکل و صورت آن، نو یا کهنه، و استعمار هیچگونه سر سازشی ندارد. لذا جبهه ملی ایران با آنها که 28 مرداد را " قیام ملی " میدانند و یا بطور تاکتیکی میگویند که حالا بعد از مرور زمان دانستیم که 28 مرداد " قیام ملی " نبود و کودتا بود ولی " مردم از مصدق جدا شده بودند" نمی تواند آشتی کند . " آشتی ملی" عنوان و نظر با ارزشی در دنیا حاضر است ولی نه با هر قیمتی . شما یک مملکت را با چند گونه اصول هدفها و راه و روش مختلف نمی توانید اداره نمائید . و نباید اجازه دهیم آن ایده هائی را که مردم از دروازه های مملکت بیرون انداخته اند را از پنجره سازمانهایمان بداخل مملکت برگردانم! آقای همایون دو سال پیش در تلویزیون میگفتند 28 مرداد قیام ملی بود و مردم بر روی تانکها قیام کردند ( تلویزیون آپادانا برنامه آقای مهندس ذوالفقاری ) حالا عنوان " قیام ملی " را پس گرفته اند معتقدند که مردم در آنزمان علیه مصدق بودند . آیا شما می توانید ما بین عقیده قبلی و تجدید نظر سطحی ایشان فرقی قائل شوید؟ چون می بینند که هنوز سر گنده زیر لحاف است دنبال " پل زدن " بر روی " 28 مرداد " می باشند! در حالیکه فراموش نمودن 28 مرداد یعنی فراموش نمودن نهضت ملی ایران و رهبر بلند پایه آن و فراموش نمودن آنچه ما را باین روز انداخت

مردم ایران مبارزین خود را خوب می شناسند . حرکت عکسهای مصدق در مبارزات امروز مردم ایران اثبات این مدعاست . مردم ایران بهمان صورت که با اعتراضات خیابانی وسیع خود که منجر به تبعید گروهها ی وسیعی از مردم در آبادان و خارک شد ، و تاریخ آن 21 آبان 1332 بمناسبت محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی بود ، مانند آقای همایون کم حافظه نیستند یا خود را به کم حافظه گی نزده اند که بگویند مردم از مصدق جدا شده بودند! و سازمانها با نامهای عاریتی که با محتوی آن همخوانی ندارند را خوب میشناسند . دیگر پس از گذشت سالها مبارزه برای مردم امروز ایران " نعل وارونه زدن " آسان نیست

برقرار باد مبارزات قهرمانانه مردم ایران بسوی کسب آزادی ، دمکراسی و استقلال برای ایران! افثخار به مصدق و مبارزات شرافتمندانه او که هرگز تسلیم زور و قدرت ازتجاع داخلی و استعمار خارج نشد! و همانطور که در دادگاه نظامی شجاعانه ابراز داشت : " ...آری تنها گناه من و گناه بزرگ و بسیار بزرگ من اینست که صنعت نفت را در ایران ملی کرده ام و سلطه استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقثصادی عظیم ترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برجیده ام و پیجه در پنجه مخوف ترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی در افکنده ام .... " تنها گناهش مبارزه با استعمار و ارتجاع داخل بود و هرگز از راه شرافتمندانه خود منحرف نگردید و مردم نیز هرگز او را و راه او را رها نکردند

مردم ایران نه 28 مرداد را فراموش میکند، که همه فتنه های بعدی و آزادی کشی ازآن نقطه شروع شد، نه مصدق را فراموش می کند که با رهبری خردمندانه و ایثار خود سرمشق مبارزه حتی برای نسل های پس از خود گردید و نه فریب نعلهای وارونه دشمنان قدیم نهضت ملی و هم پالگی ها جدید خود با ماسکهای جور واجور ملی را خواهند خورد


لس آنجلس






چاپ این صفحه             بازگشت :     به بالای صفحه      به صفحه قبل