متن مذاکرات دکتر مصدق و شاه در رابطه با
طرح مسئولیت وزارت دفاع و بدنباله آن استعفای دکتر مصدق
در روز 25 تیر 1331


برگرفته از صفحات 258 - 259 کتاب خاطرات و تالمات دکتر مصدق


پس از مراجعه از لاهه که دولت میبایست به مجلس معرفی شود، برای اینکه اختلاف دربار با دولت راجع به بعضی از اصول متمم قانون اساسی به صورت بارزی جلوه گر نشود، چنین به نظر رسید که وزارت جنگ را اینجانب خود عهده دار شوم تا دخالت دربار در آن کم بشود و کارها در صلاح کشور پیشرفت کند

داوطلبی من برای این پست نه برای کار بود نه استفاده از حقوق، از نظر کار من نخست وزیر و مافوق وزیر بودم و از نظر حقوق هم هر کاری که در عصر مشروطه متصدی شدم حقوق آنرا صرف امور خیریه نمودم، پس داوطلبی من فقط از این نظر بود که تصمیمات دولت در آن وزارتخانه اجرا شود. اعلیحضرت همایون شاهنشاهی که مسئول نبودند، چون ستاد ارتش زیر نظر ملوکانه قرار گرفته بود و هر امری که میفرمودند اجرا میشد، ولی دولت که مسئول بود کاری نمیتوانست بکند و نمیکرد. این بود که در روز 25 تیر قبل از ظهر به پیشگاه ملوکانه شرفیاب شدم و این پیشنهاد رانمودم که مورد موافقت قرار نگرفت و اعلیحضرت همایون شاهنشاهی فرمایشاتی به این مضمون فرمودند: پس بگوئید من چمدان خودم را ببندم و از این مملکت بروم. که چون هیچ وقت حاضر نمیشدم چنین کاری بشود فورا استعفا کردم و از جای خود حرکت کردم. ولی اعلیحضرت پشت درب اطاق که بسته بود ایستادند و از خروج من ممانعت فرمودند. این کار مدتی طول کشید، دچار حمله شدم و از حال رفتم و پس از بهبودی حال که اجازه مرخصی دادند فرمودند اگر تا ساعت هشت بعدازظهر از من خبری به ما نرسید آنوقت استعفای خود را کتبا بفرستید و چناچه برای من پیش آمدی بکند از شما انتظار مساعدت و همراهی دارم، که عرض شد به اعلیحضرت قسم یاد کرده ام و به عهد خود وفادارم

اکنون اعتراف میکنم که راجع به استعفا خطای بزرگی را مرتکب شدم. چنانچه قوام السلطنه آن اعلامیه کذائی را نمیداد و با مخالفت صریح مردم مواجه نمیشد و دولت خود را تشکیل میداد و قبل از اینکه دادگاه لاهه اعلام رای کند، دولتین ایران و انگلیس روی این نظر که اختلاف در صلاح دولتین نیست دعوای خود را از دیوان لاهه پس میگرفتند، کار به نفع دولت انگلیس تمام و زحمات هیئت نمایندگی ایران به هدر میرفت




چاپ این صفحه             بازگشت      به صفحه قبل