در حاشیه مراسم بزرگداشت مصدق


مسعود نقره کار



کم تر شخصیت سیاسی روشنفکر و روشنگری را می توان سراغ داشت که به اندازه ى محمد مصدق در باره ی زندگی، اندیشه و کردارش گفته و نوشته شده باشد: عده ای با شیفتگی و شیدائی، پاره ای دشمنانه و مغرضانه و جماعتی نیز واقع بینانه. د سته ی سوم کسانی هستند که رهروان واقعی راه مصدق اند. اینان بی آنکه" شور مصدقی "بگیردشان به مصدق، به عنوان نماد و تجلی نوعی زندگی،اندیشگی و کردار، با نگاهی انتقادی، سازنده و درس گیرنده نگریسته و می نگرند، درست همانگونه که مصدق نیز تلاش می کرد به انسان، پدیده های انسانی، سیاسی و اجتماعی بنگرد



کم تر شخصیت سیاسی روشنفکر و روشنگری را می توان سراغ داشت که به اندازه ى محمد مصدق در باره ی زندگی، اندیشه و کردارش گفته و نوشته شده باشد: عده ای با شیفتگی و شیدائی، پاره ای دشمنانه و مغرضانه و جماعتی نیز واقع بینانه. د سته ی سوم کسانی هستند که رهروان واقعی راه مصدق اند. اینان بی آنکه" شور مصدقی "بگیردشان به مصدق، به عنوان نماد و تجلی نوعی زندگی،اندیشگی و کردار، با نگاهی انتقادی، سازنده و درس گیرنده نگریسته و می نگرند، درست همانگونه که مصدق نیز تلاش می کرد به انسان، پدیده های انسانی ، سیاسی و اجتماعی بنگرد

نام مصدق اما، به ویژه بعد از انقلاب، به نماد و تجلی نوعی بهره برداری سیاست بازانه و فرصت طلبانه وکسب حیثیت و اعتبار از این نام خوش نیز بدل شده است، که برای نمونه می توان به برخورد رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران با نام مصدق اشاره داشت، که "شورحسینی" شان به یکباره به" شور مصدقی" بدل شد. از این دست نمونه ها چه در داخل کشور و چه در خارج کشور می توان به وفور ارائه داد

اعلام بزرگداشت زادروز مصدق در کلن و ترکیب بر پادارندگان و حمایت کنندگان (۱) در نخستین نگاه من را به این فکر واداشت که این بزرگداشتی ست به دور از بزرگنمائی های شخصیت پرستانه وتوجیهات وتبلیغات شناخته شده ای که برخی از دست اندرکاران این بزرگداشت نیز چنین ویژگی هائی را سنتی می خواندند. تصور من این بود و هست که این بزرگداشت بر کنار ازابتلا به "شورمصدقی" و شیفتگی، از نوع سوم برخوردیست که به اَن اشاره کردم، اما پیشرفت کار گونه ای دیگر می نماید واند کی سوال برانگیز، فی المثل چگونه می توان همه ی جریان های جبهه ملی وشخصیت های این مجموعه را درداخل و خارج، یعنی هم نظران ورهروان مصدق را " سنتی " خواند و حتی یک شخصیت و جریان غیر سنتی در این مجموعه ندید اما خود "مصدق وجبهه ی ملی اش "را جدا ازاین مجموعه و جبهه ی ملی موجود، مدرن و غیر سنتی ارزیابی کرد،(۲) و نمایش بزرگی رااَنهم "خودانگیخته " به نام مصدق دست وپا کرد. براستی اَیاغرض از اعلام بر پائی ی " خودانگیخته"ی این بزرگداشت طرح و پیشبرد نوعی تفکروتسویه حساب با تفکرات سیاسی ی دیگرنیست ؟(۳) اگر اینگونه است چرابا بهره گیری از نام مصدق و همکاری و همیاری جبهه ملی ای که سنتی خوانده شده است می باید سراغ این کار رفت !؟ من به درستی و یا نادرستی تفکر مورد نظر- که سالیانی ست طرح است ـ کاری ندارم(۴) اما این سئوال هنوز پیشاروی من است که ایا خود این روش سنتی نیست ؟ واَیا می توان بر بستر کاربرد چنین روش هائی اندیشه و کرداری غیر سنتی و مدرن بنیان نهاد؟ و چنین روشی به نزدیکی نیروهای اَزاداندیش و اَزادی خواه کمک خواهد کرد؟



--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------




(۱)
نام حقیر من رادوستی که نمی دانم کیست در میان نام بزرگانی که از این بزرگداشت حمایت کردند، جا داده است. تا اَنجا که این مراسم ، مراسم بزرگداشت مصدق باشد، نه تسویه حساب و خرده حساب با جریان های سیاسی دیگر، برایم افتخاری ست و سپاسگزار این دوست خواهم بود

(۲)
نگاه کنید به سخنرانی ی کو شنده ی سیاسی گرانقدر اَقای ناصر کاخساز: ۲۱ اکتبر ۲۰۰۱ – سوئد

(۳)
نگاه کنید به مصاحبه ی اَقای ناصر کاخساز با ایران امروز ، شنبه ۲۳ ،۴،۲۰۰۳

(۴)
تفکر "جنبشی "و" جبهه"ای و اَنچه به نام "جنبش ملی‌"و"جبهه ی دمکراتیک" و.... طرح می شود پیش تربا تفاوت هائی با مضمون مصدقی اش ،از سوی زنده یاد شکرالله پاکنژاد طرح شد، که درراه تحقق آن نیز جان داد، امیدوارم گردانندگان این بزرگداشت لا اقل" شکری" رابه عنوان یکی از پیشتازان این نوع تفکر سیاسی فراموش نکنند






چاپ این صفحه             بازگشت :     به بالای صفحه      به صفحه قبل