سی تیر


اميد پارسانژاد


بحرانى كه از ۲۵ تير ۱۳۳۱ با استعفاى دكتر محمد مصدق از نخست وزيرى آغاز شده بود، با اعلاميه معروف قوام السلطنه (نخست وزير تازه) شدت گرفت و در روز سى ام تير به اوج رسيد. مصدق پس از افتتاح مجلس هفدهم به سنت معمول كناره گيرى كرده بود تا مجلس بتواند دولت مورد نظر خود را بر سر كار آورد. مجلس بار ديگر به مصدق رأى تمايل داد و او روز ۲۵ تير نزد شاه رفت تا در مورد تركيب كابينه جديد مشورت كند. در ديدار با شاه، او براى نخستين بار درخواست كرد حق قانونى نخست وزير در انتخاب وزير جنگ محترم شمرده شود تا او بتواند شخصاً مسئوليت اين وزارتخانه را به عهده گيرد

اما شاه برافروخته شد و به تندى اين پيشنهاد را رد كرد. مصدق كه مترصد فرصتى براى كناره گيرى بود، بى درنگ استعفاء كرد. شاه تحت فشار بريتانيا، فرمان نخست وزيرى را به نام احمد قوام نوشت. اما قوام با انتشار اعلاميه اى شديد و غليظ، مردم و هواداران نهضت ملى را به خشم آورد و زمينه قيام ۳۰ تير را فراهم كرد. اين قيام مصدق را، قدرتمندتر و محبوب تر از گذشته به قدرت باز گرداند و البته دشمنان او را نسبت به لزوم ترتيب دادن كودتايى عليه او، بيش از پيش متقاعد كرد

نفت
در اعلاميه قوام كه روز ۲۷ تير، دو روز پس از كناره گيرى مصدق منتشر شد، از جمله آمده بود: «هنگامى كه لايحه نفت شمال در مجلس مطرح بود، [من به عنوان نخست وزير] موقع را محترم شمرده و استيفاى حق كامل ايران را از كمپانى جنوب در لايحه گنجاندم... جناب آقاى مصدق السلطنه فكر را با سرسختى بى مانندى دنبال نموده و در مقابل هيچ فشارى از پاى ننشست، اما بدبختانه در ضمن مذاكرات نوعى بى تدبيرى نشان داده... مطالبه حق مشروع از يك كمپانى را مبدل به خصومت بين دو دولت (ايران و بريتانيا) ساختند.»ادعاى قوام در مورد تلاشش براى «استيفاى حق كامل ايران از كمپانى جنوب»، اشاره به ماده واحده اى بود كه در آذر ۱۳۲۳ در زمان نخست وزيرى او (البته باز هم به ابتكار مصدق) در مجلس تصويب شد و دولت را موظف كرد در مورد حقوق ايران از نفت جنوب با كمپانى نفت مذاكره كند

دولت هاى پس از قوام در اجراى اين ماده واحده، مذاكراتى را با شركت نفت ايران و انگليس انجام دادند كه سرانجام در تيرماه ۱۳۲۸ به امضاى قرارداد الحاقى نفت (گس - گلشائيان) انجاميد. ساعد مراغه اى، نخست وزير وقت، اين قرارداد را در آخرين روزهاى مجلس پانزدهم به پارلمان برد و با توجه به گرايش اكثريت مجلس اميدوار بود تصويب شود. اما اعضاى اقليت مجلس تمام وقت جلسات پايانى را سخنرانى كردند تا مجالى براى طرح قرارداد الحاقى نماند. به اين ترتيب بررسى اين قرارداد به مجلس شانزدهم موكول شد

مصدق در جريان انتخابات مجلس شانزدهم، به عنوان رهبر اپوزسيون به صحنه بازگشت. او هنگامى كه تقلب هاى گسترده در انتخابات آشكار شد، به اتفاق تعدادى از همفكرانش به دربار رفت و بست نشست. خواسته هاى بست نشينان به جايى نرسيد، اما نطفه تشكيل يك جبهه مقاومت همان جا بسته شد. اواسط آبان ۱۳۲۸ جبهه ملى رسماً اعلام موجوديت كرد و عده اى از اعضاى آن به مجلس شانزدهم راه يافتند

نخست وزيرى
كميسيون نفت مجلس شانزدهم به رياست مصدق تشكيل و مأمور بررسى قرارداد الحاقى شد. اين كميسيون در گزارش نهايى خود مخالفت خود را با اين قرارداد اعلام كرد. در اين هنگام رزم آرا (نخست وزير) با طرف انگليسى در حال مذاكره بود. رزم آرا نيمه اسفند ۱۳۲۹ ترور شد و كمتر از دو هفته بعد، پيشنهاد جبهه ملى در مورد ملى شدن نفت ايران در ميان شادى مردم به تصويب مجلس رسيد

مصدق فوراً طرح خلع يد از شركت نفت را پيشنهاد كرد. علاء، نخست وزير وقت به خواست شاه كناره گيرى كرد تا سيدضياء الدين طباطبايى نخست وزير شود و بساط جبهه ملى را برچيند. اما بر خلاف پيش بينى دربار، مجلسين به مصدق رأى تمايل دادند و او هم نخست وزيرى را پذيرفت. او كابينه اى تشكيل داد كه تركيب آن براساس جلب اطمينان نسبى محافظه كاران و دربار شكل گرفته بود. با اين وجود شاه نگران كاسته شدن از نفوذ خود و گسترش فعاليت حزب توده بود. مصدق مايل نبود فعاليت احزاب را به روش هاى غير قانونى محدود كند

دولت در اواخر خرداد ۱۳۳۰ خلع يد را اجرا كرد. بريتانيا از ايران به دادگاه لاهه و سپس به شوراى امنيت سازمان ملل شكايت برد. مصدق شخصاً در شوراى امنيت و دادگاه لاهه حاضر شد و از حق ايران دفاع كرد. البته او ناچار شد سفر به لاهه را براى شركت در افتتاحيه مجلس هفدهم نيمه تمام بگذارد و به ايران بازگردد. مصدق كه تصور مى كرد دادگاه لاهه به زيان ايران رأى خواهد داد، مأيوس از ادامه نبرد با انگلستان، به دنبال بهانه اى براى كناره گيرى مى گشت. مخالفت شاه با تصدى وزارت جنگ توسط نخست وزير، اين بهانه را به مصدق داد

قوام روز ۲۷ تير ۱۳۳۱ فرمان نخست وزيرى گرفت و همان روز اعلاميه اش را منتشر كرد. او در اين اعلاميه وعده داد كه: «ديانت را از سياست دور نگه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقايد قهقرايى جلوگيرى خواهم كرد.» او از «كسانى كه به بهانه مبارزه با افراطيون سرخ، ارتجاع سياه را تقويت نموده اند» ابراز انزجار كرد و نوشت: «به عموم اخطار مى كنم كه دوره عصيان سپرى شده و روز اطاعت از اوامر و نواهى حكومت فرا رسيده است. كشتيبان را سياستى دگر آمد

آيت الله كاشانى، روحانى برجسته اى كه همراه و همكار نهضت ملى بود، كنايه هاى قوام را دريافت و به خشم آمد. حتى پيشنهاد سازش قوام نيز از خشم او نكاست و پاسخ آن را با جملاتى تحقير آميز داد. از روز ۲۹ تير اعتصاب ها و تظاهرات عمومى به دعوت كاشانى، روزنامه هاى باختر امروز و شاهد و با سازماندهى حزب زحمتكشان آغاز شد. روز ۳۰ تير ارتش به خيابان آمد و به مردم تيراندازى كرد. ۱۷ تن در اين حادثه كشته شدند. عصر همان روز، شاه كه اخبارى مبنى بر احتمال شورش در ارتش دريافت كرده بود، قوام را بركنار و مصدق را دوباره به نخست وزيرى منصوب كرد. روز بعد خبر رسيد كه دادگاه لاهه به نفع ايران رأى داده است و به اين ترتيب دوره دوم نخست وزيرى مصدق آغاز شد ;





چاپ این صفحه             بازگشت :     به بالای صفحه      به صفحه قبل