گفتگوی سایت روز، سایت صبح تهران
با ناصر رحمانی نژاد، ایفاگر نقش مصدق

بازشناسی مردی تاریخی ومعاصر


غیاب شخصیت های تاریخی معاصر که در سرنوشت ایران نقش حیاتی بازی کرده اند،تنها به مصدق محدود نیست. حضور تاریخی استبداد،بازنویسی دیگرگونه تاریخ ایران از یک سو و ضعف عمومی هنرهای نمایشی ما در باز سازی تاریخ از جانب دیگر، از همه تاریخ صد و پنجاه سال اخیر راه را تنها وبیشتر از همه برای امیر کبیر گشوده است و به یمن حضور او شاهان قاجار و سپس کسانی چون ستارخان و حیدرعمو اوغلی وکمال المک و بیشتر به همت زنده یاد علی حاتمی . غایبان اصلی در این میان بسیارند و غریب تر از همه دکتر محمد مصدق. خلائی تاریخی که اکنون در خارج از کشور و به همت جمعی ار شاخص ترین هنرمندان هنرهای نمایشی ما قدم اول برای جبران آن برداشته می شود



سایت روز: شما ایفاگر کدام نقش تاریخی هستید؟

ناصر رحمانی نژاد: من نقش دکتر مصدق را بازی می کنم، و فکر می کنم که نقش پر چالش و پیچیده ای است. در عین حال نقشی است که بسیار دوست دارم و خوشحالم که آن را بازی می کنم. از دو جنبه: یکی به عنوان بازیگر، مثل همه بازیگران که همواره در جست و جوی نقش یا نقش هائی هستند که در ذهن و خاطره تماشاگران باقی بماند – و فکر می کنم این نمایش و این نقش یکی از آنهاست و دوم به خاطر آن که این نمایشنامه و این نقش باعث شد کتابهائی را در باره تاریخ ایران بخوانم که تا امروز نخوانده بودم

سایت روز: این شخصیت تاریخی راچطور می شناختید و در اجرا چگونه بازآفرینی کردید؟

ناصر رحمانی نژاد: شناخت من از دکتر مصدق تا پیش از این یک شناخت عمومی و کلی بود. یعنی من او را یک سیاستمدار میهن پرست می شناختم که آرزوی استقلال ایران را در سر داشت – با اطلاعاتی محدود از حوادث تاریخی دوران او و خاطراتی دور و مبهم از دوران کودکی ام،از مصدق و ۲۸ مرداد و حرف هائی که بزرگترهای خانواده در باره مصدق و مسایل سیاسی آن دوره می زدند. اما پس از آنکه قرار شد این نقش را بازی کنم تازه متوجه شدم که مصدق را به اندازه کافی نمی شناسم. چون بین یک شناخت کلی از یک شخصیت تاریخی – سیاسی تا یک شناخت برای خلق همان شخصیت فاصله و تفاوتی بسیار جدی وجود دارد

برای اولین بار در زندگی تئاتری ام متوجه شدم که در برابر نقشی قرار گرفته ام که تنها به کمک استعداد و تخیل هنری و از طریق تامل و تفحص در متن نمایشنامه و کمی تحقیق در اطراف شخصیت نمایشنامه، نمی توان شخصیت را آفرید. مصدق بر خلاف شخصیت های اغلب نمایشنامه ها هم تاریخی است و هم معاصر. این اولین و مهمترین تفاوت و مشکل بود. هنوز بسیاری از کسان زنده هستند که از او خاطره دارند و چه بسا از نزدیک او را می شناخته اند و ممکن است تماشاگران این نمایش باشند. یعنی این که تماشاگر بخواهد از لحاظ رفتار، حرکت، بیان و چیزهای دیگر نقش را با شخصیت اصلی مقایسه کند. و این کار را بسیار دشوار می کرد. با آگاهی به این امر با احتیاط لازم شروع کردم به مطالعه در باره زندگی مصدق. باید بگویم هیچ روش معینی را هم برای مطالعاتم در پیش نگرفتم، چون همه منابع لازم در اختیارم نبود تا روش معینی اتحاذ کنم. هر چه به دستم می رسید که مربوط به مصدق و حوادثی که مستقیما به او و دوره کوتاه دولت او مربوط می شد می خواندم. به تدریج آن قدر کتاب و مطلب جمع آوری شد که متوجه شدم فرصت خواندن همه ی آنها واقعا نیست. بخش عمده ای از این متن ها مربوط به حوادث آن دوره می شد، بخشی مربوط به افکار، اعتقادات و اندیشه های سیاسی او می شد. این ها همه یک شناخت از او به دست می داد اما چیزی نبود که به کار من، از لحاظ خلق عملی شخصیت مصدق، منتهی شود. در نهایت به این نتیجه رسیدم که شناخت تئوریک و از آن بدتر شناخت انتزاعی و یا تقلید و گرته برداری از رفتار و حرکات یک شخصیت معین برای خلق همان شخصیت شیوه درستی نیست. البته از ابتدا هم به روش الگو برداری اعتقاد چندانی نداشتم، اما برای من به عنوان یک بازیگر، کلنجار رفتن با این روش خالی از فایده هم نبود

سایت روز: برای خلق کاراکتری تارخی چگونه به نقش نزدیک شدید؟

ناصر رحمانی نژاد: بالاخره من تمام تلاشم را بر این امر گذاشتم که مصدق را به عنوان یک انسان درک کنم، و کوشش کنم که عواطف، احساسات، و به ویژه پرنسیپ های سیاسی و اخلاقی او را کشف کنم و بشناسم. کوشش کنم مثل یک انسان زنده، مثل یک دوست به او نزدیک شده و او را بشناسم. اینجا و آنجا هم، به خصوص در متن دفاعیات او در دادگاه نظامی، توضیحاتی که در باره مواردی از رفتار یا برخوردها و واکنش های مصدق داده شده بود کمک کرد تا یک طرح کلی رفتاری از او به دست آورم. در مجموع من این نقش را، نقش پر چالشی یافتم و فکر می کنم رویهمرفته هم موفق بوده ام – این حرف را به دلیل واکنشها و اظهار نظرهای تماشاگران در اجرای اول نمایش، در کلن، می گویم






چاپ این صفحه                 به صفحه مصاحبه ها   بازگشت :     به بالای صفحه