مصدق

فريدون تَوللّی
(تهران ۱۳۳۱)
نام والای مصـدق به جهان خواهد بود
تا به تاريخ بشر، دست امان خواهد بود
درس بيداری ابناء زمان خواهـــد بود
جان فدای سخنش باد که تا دامن حشر
که به فرجام سخن، مشت گران خواهد بود
مشت کوبنده، نشان داد به کوبندهء خلق
نهضتی ساخت که جوشان و دمان خواهد بود
بانگ ناقوس وی از وحشت ايرانِ خموش
که چراغ ره هر پير و جوان خواهد بود
آفرين بر تو و بر عزم تو ای پير مراد
خوش سپردی رَه و اين رفته روان خواهد بود
دام ها بود به هر گام تو، از سُرخ و سياه
تا ابد لعنتشان وِرد زبان خواهد بود
دين فروشان و حسودان اگرت طعنه زدند
ضربتی خورد که در گوش بدان خواهد بود
حامی پَستِ قوام، از تو و نيروی عوام
خُنک آن قوم کزو نام ونشان خواهد بود
نام ايرانِ کهن زنده شد از همّتِ خلق